0:00
0:00

-Reset+

فصل   109

1  [برای سالار مغنیان. مزمور داود] ای خدای تسبیح من، خاموش مباش!
2  زیرا که دهانِ شرارت و دهانِ فریب را بر من گشوده‌اند، و به زبان دروغ بر من سخن گفته‌اند.
3  به سخنان کینه مرا احاطه کرده‌اند و بی‌سبب با من جنگ نموده‌اند.
4  به عوض محبّتِ من، با من مخالفت می‌کنند، و امّا من دعا.
5  و به عوض نیکویی به من بدی کرده‌اند، و به عوض محبّت، عداوت نموده.
6  مردی شریر را بر او بگمار، و دشمن به دست راست او بایستد.
7  هنگامی که در محاکمه بیاید، خطا کار بیرون آید و دعای او گناه بشود.
8  ایّام عمرش کم شود و منصب او را دیگری ضبط نماید.
9  فرزندان او یتیم بشوند و زوجه وی بیوه گردد.
10  و فرزندان او آواره شده، گدایی بکنند و از خرابه‌های خود قوّت را بجویند.
11  طلبکار تمامی مایملک او را ضبط نماید و اجنبیان محنت او را تاراج کنند.
12  کسی نباشد که بر او رحمت کند و بر یتیمانِ وی احدی رأفت ننماید.
13  ذرّیت وی منقطع گردند و در طبقه بعد نام ایشان محو شود.
14  عصیان پدرانش نزد خداوند به یاد آورده شود و گناه مادرش محو نگردد.
15  و آنها در مدّ نظر خداوند دائماً بماند تا یادگاری ایشان را از زمین ببُرَد.
16  زیرا که رحمت نمودن را به یاد نیاوَرْد، بلکه بر فقیر و مسکین جفا کرد و بر شکسته دل تا او را به قتل رساند.
17  چون که لعنت را دوست می‌داشت، بدو رسیده و چون که برکت را نمی‌خواست، از او دور شده است.
18  و لعنت را مثل ردای خود در بر گرفت و مثل آب به شکمش درآمد و مثل روغن در استخوانهای وی.
19  پس مثل جامهای که او را می‌پوشاند، و چون کمربندی که به آن همیشه بسته می‌شود، خواهد بود.
20  این است اجرت مخالفانم از جانب خداوند و برای آنانی که بر جان من بدی می‌گویند.
21  امّا تو ای یهوّه خداوند، به خاطر نام خود با من عمل نما؛ چون که رحمت تو نیکوست، مرا خلاصی ده.
22  زیرا که من فقیر و مسکین هستم و دل من در اندرونم مجروح است.
23  مثل سایهای که در زوال باشد، رفته‌ام و مثل ملخ رانده شده‌ام.
24  زانوهایم از روزه داشتن می‌لرزد و گوشتم از فربهی کاهیده می‌شود.
25  و من نزد ایشان عار گردیده‌ام. چون مرا می‌بینند سر خود را می‌جنبانند.
26  ای یهوه خدای من مرا اعانت فرما، و به حسب رحمت خود مرا نجات ده،
27  تا بدانند که این است دست تو، و تو ای خداوند این را کرده‌ای.
28  ایشان لعنت بکنند، امّا تو برکت بده. ایشان برخیزند و خجل گردند و امّا بندهٔ تو شادمان شود.
29  جفا کنندگانم به رسوایی ملبّس شوند و خجالت خویش را مثل ردا بپوشند.
30  خداوند را به زبان خود بسیار تشکّر خواهم کرد و او را در جماعت کثیر حمد خواهم گفت.
31  زیرا که به دست راست مسکین خواهد ایستادتا او را از آنانی که بر جان او فتوا می‌دهند برهاند.