0:00
0:00

فصل   84

1  [برای سالار مغنیان برجتّیت. مزمور بنیقورح] ای یَهُوَه صبایوت، چه دلپذیر است مسکنهای تو!
2  جان من مشتاق، بلکه کاهیده شده است برای صحنهای خداوند . دلم و جسدم برای خدای حی صیحه می‌زند.
3  گنجشک نیز برای خود خانه‌ای پیدا کرده است و پرستوک برای خویشتن آشیانهای تا بچه‌های خود را در آن بگذارد، در مذبحهای تو ای یهوه صبایوت که پادشاه من و خدای من هستی.
4  خوشابحال آنانی که در خانهٔ تو ساکنند که تو را دائماً تسبیح می‌خوانند، سِلاه.
5  خوشابحال مردمانی که قوّت ایشان در تو است و طریق‌های تو در دلهای ایشان.
6  چون از وادیِ بکا عبور می‌کنند، آن را چشمه می‌سازند و بارانْ آن را بهبرکات می‌پوشاند.
7  از قوّت تا قوّت می‌خرامند و هر یک از ایشان در صهیون نزد خدا حاضر می‌شوند.
8  ای یهوه خدای لشکرها! دعای مرا بشنو! ای خدای یعقوب گوش خود را فراگیر! سلاه.
9  ای خدایی که سپر ما هستی، ببین و به روی مسیح خود نظر انداز.
10  زیرا یک روز در صحنهای تو بهتر است از هزار. ایستادن بر آستانهٔ خانهٔ خدای خود را بیشتر می‌پسندم از ساکن شدن در خیمه‌های اشرار.
11  زیرا که یهوه خدا آفتاب و سپر است. خداوند فیض و جلال خواهد داد و هیچ چیز نیکو را منع نخواهد کرد از آنانی که به راستی سالک باشند.
12  ای یهوه صبایوت، خوشابحال کسی که بر تو توکّل دارد.