0:00
0:00

-Reset+

فصل   116

1  خداوند را محبّت می‌نمایم زیرا که آواز من و تضّرع مرا شنیده است.
2  زیرا که گوش خود را به من فرا داشته است، پس مدّت حیات خود، او را خواهم خواند.
3  ریسمانهای موت مرا احاطه کرد و تنگیهای هاویه مرا دریافت، تنگی و غم پیدا کردم.
4  آنگاه نام خداوند را خواندم. آه ای خداوند جان مرا رهایی ده!
5  خداوند رئوف و عادل است و خدای ما رحیم است.
6  خداوند ساده دلان را محافظت می‌کند. ذلیل بودم و مرا نجات داد.
7  ای جان من به آرامی خود برگرد، زیرا خداوند به تو احسان نموده است.
8  زیرا که جان مرا از موت خلاصی دادی و چشمانم را از اشک و پایهایم را از لغزیدن.
9  به حضور خداوند سالک خواهم بود، در زمین زندگان.
10  ایمان آوردم پس سخن گفتم. من بسیار مستمند شدم.
11  در پریشانی خود گفتم که جمیع آدمیان دروغگویند.
12  خداوند را چه ادا کنم، برای همهٔ احسانهایی که به من نموده است؟
13  پیاله نجات را خواهم گرفت و نام خداوند را خواهم خواند.
14  نذرهای خود را به خداوند ادا خواهم کرد، به حضور تمامی قوم او.
15  موت مقدّسان خداوند در نظر وی گرانبها است.
16  آه ای خداوند، من بندهٔ تو هستم! من بندهٔ تو و پسر کنیز تو هستم. بندهای مرا گشوده‌ای!
17  قربانی‌های تشکر نزد تو خواهم گذرانید و نام خداوند را خواهم خواند.
18  نذرهای خود را به خداوند ادا خواهم کرد، به حضور تمامی قوم وی،
19  در صحنهای خانهٔ خداوند، در اندرون تو ای اورشلیم. هلّلویاه!