0:00
0:00

-Reset+

فصل   19

1  [برای سالار مغنیان. مزمور داود] آسمانْ جلال خدا را بیان می‌کند و فلکْ از عمل دستهایش خبر می‌دهد.
2  روز سخن می‌راند تا روز و شب معرفت را اعلان می‌کند تا شب.
3  سخن نیست و کلامی نی و آواز آنها شنیده نمی‌شود.
4  قانون آنها در تمام جهان بیرون رفت و بیان آنها تا اقصای ربع مسکون.
5  خیمه‌ای برای آفتاب در آنها قرار داد؛ و او مثل داماد از حجلهٔ خود بیرون می‌آید و مثل پهلوان از دویدن در میدان شادی می‌کند.
6  خروجش از کرانهٔ آسمان است و مدارش تا به کرانهٔ دیگر؛ و هیچ چیز از حرارتش مستور نیست.
7  شریعت خداوند کامل است و جان را برمی‌گرداند؛ شهادات خداوند امین است و جاهل را حکیم می‌گرداند.
8  فرایض خداوند راست است و دل را شاد می‌سازد. امر خداوند پاک است و چشم را روشن می‌کند.
9  ترس خداوند طاهر است و ثابت تا ابدالآباد. احکام خداوند حق و تماماً عدل است.
10  از طلا مرغوبتر و از زرِ خالصِ بسیار. از شهد شیرینتر و از قطراتِ شانهٔ عسل.
11  بندهٔٔ تو نیز از آنها متنبه می‌شود، و در حفظ آنها ثواب عظیمی است.
12  کیست که سهوهای خود را بداند؟ مرا از خطایای مخفیام طاهر ساز.
13  بنده‌ات را نیز از اعمال متکبرانه باز دار تا بر من مسلط نشود؛ آنگاه بی‌عیب و از گناه عظیم مبرا خواهم بود.
14  سخنان زبانم و تفکر دلم منظور نظر تو باشد،ای خداوند که صخرهٔ من و نجات‌دهندهٔٔ من هستی!